آن زمان كه من هنوز به سنّ تكلیف نرسیده بودم پدر آیت‌الله خاتمی امام جماعت مسجد كوشكنو بود. مسجد به شكل امروزی نبود و تنها دو غرفه داشت و انتهای آن زیلو پهن بود. بعضی از مردم در زمستانهای خیلی سرد، كرسی به مسجد می‌آوردند. بعد از فوت پدر آقا، آیت‌الله خاتمی امام جماعت شد. آقا هر روز به مسجد می‌آمدند و از آب روان جلوی مسجد كه آب قنات نیلی بود وضو می‌ساختند و برای نماز آماده می‌شدند. بعد از نماز به دلیل نبودن برق و روشنایی آقای حسن كمالی چراغ به دست می‌گرفت و تا در منزل، ایشان را همراهی می‌كرد بعدها حاج غلامرضا احمدپور (مؤذّن) این كار را انجام می‌داد.

یادم هست كه شوهرم حاج علی اكبر اوایل ازدواجمان یك بار برای افطاری، آقا را دعوت كردند. ایشان دعوت را پذیرفتند و این افتخار نصیب ما شد كه افطار را با آن روحانی بزرگ بگذرانیم.