۱۳۹۸ شنبه ۳ فروردين  ||   فارسی   ||   English
  Skip Navigation Links  
خاطراتی از خانم فاطمه هاتفی (دبیر دینی)

 

او آرام و قرار ما بود، و دلش به عشق زنده شده بود و تشنۀ همیشۀ دشت عشق و خلوص بود و پیوسته ما را نیز در پی تشنگی گسیل می‌داشت. او كوثر حیات و زندگی ما شد. نمی‌دانم از كجا شروع كنم و از چه بگویم؟ از تواضعش از صمیمیتش با مردم، مخصوصاً با جوانان از مهربانی و خوش‌قلبی ایشان حتی با حیوانات، از دوراندیشی و روشن بینی و صاحب‌نظر بودن ایشان كه امام (ره) هم روی آن تكیه داشته‌‌اند. بگذار این همه خصال والای او را برادرش امام(ره) به تصویر بكشد كه من عاجزم و فقط پر و بال فكر خود را در اوج و بلندای روح ملكوتی او خواهم سوزاند. پس بهتر است با بیان قاصرم به بیان خاطراتی از رفتار پرجذبه و سلوك بی‌ریای ایشان پردازم بگذارم با مرور این خاطرات بر خود بگریم و بگریم كه چرا آقا را آنوقت كه از نعمت وجودش برخوردار بودیم نشناختیم؟!

فراموشم نمی‌شود اولین دفعه‌ای كه امام، روز زن و بزرگداشت مقام زن را اعلام كردند، آقا بلافاصله به صبیّه محترمه‌شان حاجیه‌خانم فاطمه خاتمی فرمودند هر طور شده باید مراسمی باشكوه برگزار شود. ایشان با اینكه در خرج كردن بیت‌المال بسیار محتاط بودند، مخارج این مراسم را خود تقبّل كردند. و توصیه فرمودند كه حتماً در این مراسم «مقاله‌ای» توسط یكی از خواهران قرائت شود، كه همین‌طور هم شد. مجلس بسیار معنوی و پر ابهت تشكیل شد در آن زمان كه هنوز رسم نبود زنان به طور جداگانه راهپیمایی داشته باشند. علاوه بر راهپیمایی، در مسجد حاج محمد حسین تجمّع شد و خواهران با حضور شخص آقا رسماً مجلس را اداره كردند كه این حكایت از روشن‌بینی ایشان و عشق و علاقۀ ایشان به امام عزیز و راه امام و فكر امام (ره) داشت. هر وقت به یاد می‌آورم كه چگونه خاضعانه در برابر خواهری كه مقاله را قرائت می‌كرد، نشسته بودند و سراپا گوش بودند بغض گلویم را می‌فشرد و به خود می‌گویم حقّا كه ايشان از آل محمد (ص) و علی (ع) بود.

خاطره دیگر مربوط به یكی از روزهای ماه رمضان سال 1359 است. همراه با خواهران كمیتۀ فرهنگی جهاد به سرپرستی خواهر گرامی فاطمه خانم خاتمی افطار را منزل آقا دعوت داشتیم. درآن شب فراموش نشدنی همۀ خواهران همراه با همسر آقا، نماز جماعت را در اتاق بزرگی در منزل ایشان واقع در خیابان صدرآباد برگزار كردیم. چیزی كه موجب تعجّب و در عین حال خجلت ما شد این بود كه آقا در عین حالی كه خیلی مقیّد به حضور در مسجد بودند و هر طور شده بود همیشه سعی داشتند برای اقامۀ نماز در مسجد كوشك نو حاضر باشند آن شب را در منزل اقامۀ نماز فرمودند و گویا نماز مسجد را به عهده فرد دیگری گذاشته بودند. در برابر آن همه بزرگواری كاری از ما ساخته نبود جز اینكه بعضی از خواهران با نگاه كردن به یكدیگر حرف دلشان را می زدند. باز به یاد دارم كه آن شب در حال نماز، بچه گربه‌‌ای كه در منزل آقا بود وارد اتاق شد و مرتب با گوشۀ عبای آقا بازی می‌كرد، به طوری كه حواس افرادی كه در صف جلو بودند پرت شده بود. گربه همین‌طور ادامه داد تا نماز اول آقا تمام شد، یادم می‌آید بعد از نماز آقا دستی روی سر این حیوان كشیدند با لهجۀ شیرین و دلنشین و با لحنی مهربانانه و نوازش‌گرانه، فرمودند: «جانم اذیّت نكن»، خدا می‌داند این رفتار آقا حالتی غریب بر قلب ما حاكم كرده بود كه از بیان عاجزم، حالتی كه شهادت می‌داد كه آقا چقدر عزّت نفس دارند. یك عالم و مجتهد با یك بچه‌گربه چنان برخورد می‌كند كه گویی می‌خواهد از او عذرخواهی كند و او را از بازی منع كند!

 

 
 
۱۳۹۱ اول آبان
فضیلت حج و عید غدیر از دیدگاه آیت الله سید روح الله خاتمی (ره)
۱۳۹۱ بيست و پنجم مهر
مراسم بیست و چهارمین سالیاد آیت الله سید روح الله خاتمی
۱۳۹۱ يازدهم فروردين
گزارش تصویری از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی" /2
۱۳۹۱ يازدهم فروردين
بازديد سيد محمد خاتمي از نمايشگاه پنجره اي به خانه خورشيد
۱۳۹۱ ششم فروردين
گزارشی از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی"
۱۳۹۱ ششم فروردين
گزارش تصویری از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی"
۱۳۹۰ بيست و چهارم اسفند
نوروز91 در خانه فرهنگ خاتمی
۱۳۹۰ ششم آبان
گزارش بیست و سومین سالیاد آیت الله خاتمی(ره ) و حواشی مراسم
۱۳۹۰ ششم آبان
الگوگیری از اخلاق و منش آیت الله خاتمی نیاز جامعه امروز است
۱۳۹۰ پنجم آبان
عالمي که دوست داشت بشنود و بينديشد
 
© خانه فرهنگ خاتمی - 1387 - UNIK