۱۳۹۸ يکشنبه ۵ خرداد  ||   فارسی   ||   English
  Skip Navigation Links  
خاطره ای از فاطمه خاتمی(اولین فرزند آن جناب)

 

 

آن یـار كـز او خـانۀ مـا جـای پـری بود                            سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروكش كنم این شهر به بویش                       بیچـاره ندانسـت كه یـارش سـفری بـود

زماني كه امام راحل (ره) در هنگام رحلت آیت‌الله خاتمی پیامی سرشار از تجلیل و صمیمیت ارسال فرمودند، بسیاری از كسانی كه صرفاً با نام این عالم فرزانه آشنا بودند، یا اصلاً آشنا نبودند متوجه فقدان بزرگمردی از بیدارگران عرصه علم و ایمان شدند. (مراجعه به پیام امام (ره)) تنها این پیام كافی بود تا بتوان به شخصیت این بزرگوار پی برد.

چنین پیام تسلیتی از سوی امام می‌تواند ما را نسبت به ارزش سرمایه‌های معنوی و علمی دانشوری چون آیت‌الله خاتمی حساستر سازد. دانشوران مانند معادن حكمت و خزانۀ معرفتند و باید با احترام و عنایت خاصی از این خزانه‌ها بهره گرفت، و گوهرهای معرفت و حكمت را از دل این معادن بیرون كشید.

آیت‌الله سیّد روح‌الله خاتمی مردی روشن‌اندیش و پرهیزكار بود كه در انجام راهبری و رهنمونی گرچه كم گفت و كم شنید امّا عمق فكر و پهنای نگاهش آن‌گونه بود كه باید در تفسیر آن پر گفت و پر شنید.

او مردی بود كه با اندوخته‌های فكری اصیل و ارزشهای معنوی عمیق كه پیش از آنكه دانش وسیعش آدمی را مجذب كند، وُسع مشرب و منش متعالیش انسان را به تحسین وامی‌داشت. لذا در این مجال به شرح چند خاطره از آن عالم ربّانی و آن روح پرتكاپوی رحمانی می‌پردازم، گرچه زبان از بیان و قلم از نگارش آن عاجز است. اما

آب دریا را اگر نتوان كشـید        هم بقدر تشنگی باید چشید

آیت‌الله خاتمی تنها مرد علم و ادب و عرفان و اندیشه نبودند، بلكه در روابط خانوادگی و برخورد با اعضای خانواده كم‌نظیر و زبانزد همه بودند.

تا آنجا كه یاد دارم آقا به ما امر و نهی نمی‌كردند، بلكه آموزش و تعلیمات ایشان نافذ و قابل اجرا بود و با رفتار و گفتارشان به ما درس می‌دادند.

همیشه ما انتظار روزهای تعطیل را می‌كشیدیم زیرا معمولاً در روزهای تعطیل آقا غذا طبخ می‌كردند و اوقات فراغت را با بچه‌ها به بازی می‌پرداختند. فاصلۀ منزل مسكونی ما تا مسجد آقا و مدرسه چند كیلومتر راه بود، لذا آقا در فصل تابستان با الاغ این مسافت را طی می‌كردند و معمولاً هم من با ایشان سوار الاغ می‌شدم و می‌توان گفت این اوقات بهترین اوقات برای من بود زیرا در طی راه مرتب آقا اشعار ادبی و تربیتی برایم می‌خواندند یا قصه‌های زیبای آموزنده تاریخ و گاه طنز و مزاح و لطیفه كه بسیار برایم لذت‌بخش بود می‌گفتند. به یاد دارم كه حدود شش سال داشتم كه به عروسی یكی از اقوام دعوت شدیم. من با لباس بسیار ساده و معمولی، در آن مجلس حاضر شدم اقوام نزدیك كه هم سن و سال من بودند لباسهای فاخر و جواهراتی داشتند. این مسئله موجب شد كه من بهانه‌گیری كنم. آقا هیچ‌‌گاه از مشكلات ما بی‌توجه نمی‌گذشتند، لذا آن شب وقتی از مسجد به منزل آمدند و متوجه ناراحتی من شدند علت را پرسیدند. سپس مرا در آغوش گرفته و با عبای خود پوشاندند. آن‌گاه به شرح داستان زندگی حضرت خدیجه پرداختند كه آن ثروت عظیم را در راه تبلیغ اسلام خرج كرد و خود زندگی بسیار محدودی داشت. و نیز به معرفیث شخصیت حضرت زهرا (س) و سختیهایی كه در آن مقام متحمل شدند و عزّت ماندگار و مقام ایشان نزد خدا برایم تعریف كردند و در پایان گفتند دخترم تو متعلق به این خاندان هستی و نباید ظواهر زندگی برایت اهمیّت داشته باشد.

به قدری در كودكی تحت تأثیر كلام و جذّابیت و معنویت ایشان قرار گرفتم كه تأثیر كلام ایشان را احساس كرده‌ام و ظواهر و تجمّلات دیگر برایم هیچ‌گونه جلوه‌ای ندارد.

خاطره دیگر من مربوط به زمانی است كه ما بچه‌ها قبل از دبستان در مكتب‌خانه‌ها قرآن را فرا می‌گرفیتم.

در سنین آغاز تكلیف بودم كه آقا همیشه در فرصتهای فراغت به حفظ قرآن می‌پرداختند.

یكی از كارهای پرافتخار من در سن حدود 10 سالگی این بود كه كنارشان می‌نشستم ایشان قرآن را از حفظ تلاوت می‌كردند و من از روی قرآن نگاه می‌كردم و اگر به اشكالی برخورد می‌كردند تذكر می‌دادم. یك شب در پایان كار به من فرمودند امشب می‌خواهم به تو جایزه بدهم و بهترین جایزۀ معنوی را كه برای من ارزنده و باقی است به من دادند. آن جایزه تعلیم و توصیه آمَنَ الرسول و آیات آخر سوره مباره بقره به عنوان تعقیب نماز عشاء بود.

ماه مبارك رمضان از اوقات پرخاطره برای همه خانواده بود زیرا ایشان همیشه در این ماه شب‌زنده‌دار بودند و هرشب همه را بیدار می‌كردند و بر سر سفره سحری، كه حتی اگر كارگری در خانه بود خود ایشان او را بيدار می‌كردند و بر سر سفره می‌نشاندند.

تواضع ایشان به حدّی بود كه هرگاه بچه‌هایشان یا نواده‌هایشان خدمتشان می‌رسیدند آنها را خود استقبال و مشایعت می‌فرمودند. امیدوارم كه خدا ایشان را مشمول اقیانوس رحمتهای بی‌كران خودش بگرداند و توفیق حفظ ارزشهای انسانی و اخلاقی ایشان را به فرزندانشان عنایت بفرماید.

 
 
۱۳۹۱ اول آبان
فضیلت حج و عید غدیر از دیدگاه آیت الله سید روح الله خاتمی (ره)
۱۳۹۱ بيست و پنجم مهر
مراسم بیست و چهارمین سالیاد آیت الله سید روح الله خاتمی
۱۳۹۱ يازدهم فروردين
گزارش تصویری از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی" /2
۱۳۹۱ يازدهم فروردين
بازديد سيد محمد خاتمي از نمايشگاه پنجره اي به خانه خورشيد
۱۳۹۱ ششم فروردين
گزارشی از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی"
۱۳۹۱ ششم فروردين
گزارش تصویری از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی"
۱۳۹۰ بيست و چهارم اسفند
نوروز91 در خانه فرهنگ خاتمی
۱۳۹۰ ششم آبان
گزارش بیست و سومین سالیاد آیت الله خاتمی(ره ) و حواشی مراسم
۱۳۹۰ ششم آبان
الگوگیری از اخلاق و منش آیت الله خاتمی نیاز جامعه امروز است
۱۳۹۰ پنجم آبان
عالمي که دوست داشت بشنود و بينديشد
 
© خانه فرهنگ خاتمی - 1387 - UNIK