۱۳۹۸ شنبه ۳ فروردين  ||   فارسی   ||   English
  Skip Navigation Links  
مصاحبه ای با آقای حاج محمد اخوان فرد درباره ابعاد شخصیت حضرت آیت الله خاتمی

 

شگفتی‌های ژرفای روح پرفتوح آیت‌الله خاتمی

 

مصاحبه جالب و خواندنی آقای حاج محمّد اخوان‌فرد یكی از مسئولین محترم دفتر مرحوم آیت‌الله خاتمی و از یاران صمیمی ایشان درباره ابعاد شخصیت حضرت آیت‌الله خاتمی

 

لطفاً در رابطه با سابقه آشنایی با ایشان توضیح بفرمایید.

بسم‌الله الرحمن الرحیم، با سلام به روح امام امّت و درود به مقام معظم رهبری، نخست از دست‌اندركاران سیمای اردكان تشكر می‌كنم كه یاد و خاطرۀ آن عالم ربّانی را كه در حقیقت بزرگداشت فقه و فقاهت و فضیلت و آزادگی است گرامی می‌دارند و به روح مطهّر و پاك آیت‌الله خاتمی سلام می‌فرستم.

سلامی چو بوی خوش آشنایی                 بـدان مــردم دیده روشـنایی

درودی چـو نـور دل پارسایان                  بدان شمع خلوتگه پارسـایی

اینجانب به علت علاقۀ وافر به روحانیت كه آنها را حافظان اسلام می‌دانم از دیرباز نسبت به ایشان ارادت داشتم. اما سابقه آشنایی من برمی‌گردد به زمانی كه ایشان پس از شهادت عالم ربّانی و مجاهد صمدانی و عارف بزرگوار سومین شهید محراب حضرت آیت‌الله صدوقی (قدس سره الشریف) از طرف حضرت امام امت (قدس‌الله نفسه الزكیه) به امامت جمعه یزد منصوب شدند و در یزد اقامت گزیدند. چندی در منزل یكی از خویشاوندان مستقر شدند. بنده به همراه چندنفر از دوستان دیگر جزء اولین كسانی بودیم كه به زیارت ایشان نائل شدیم وقتی ایشان درصدد تشكیل دفتر برمی‌آمدند از طریق یكی از دوستان به ایشان معرفی می‌شدم. آقا به بنده پیغام فرستادند كه به خدمتشان بروم و در كمال اشتیاق پذیرفتم و از اینجا ارتباط نزدیك شروع شد و روز به روز بر ارادت من افزوده گشت تا حدّی كه این ارادت به عشق مبدّل شد.

بیان شـوق چه حاجت كه شـرح آتش دل             توان شناخت ز شوری كه در سخن باشد

و تا زمان رحلتشان در خدمتشان بودم و با اینكه بعضی از دوستان كه در مصادر امور بودند بارها درخواست می‌كردند كه بنده مسؤولیتی قبول كنم ولی چنان كمالات معنوی ایشان مرا جذب كرده بود كه بودن دركنار ایشان را به پذیرفتن مسؤولیتها ترجیح می‌دادم.

چه خوش صید دلم كردی بنازم چشم مسـتت را

كه كس آهوی وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد

البته در دفتر بودن هم دور از مسؤولیت نبود، چون به هر حال سر رشتۀ امور در استان به ایشان كه نمایندۀ امام بودند مربوط می‌شد. مخصوصاً در آن شرایط جبهه و جنگ و مسائل دفاع مقدس و دیگر مسائل كه نقش هدایت‌كننده و اصلی را داشتند و بنده در خدمت ایشان بودم و اموری را كه به این جانب محول می‌فرمودند انجام می‌دادم. ایشان به بنده لطف داشتند و بارها در حضور و غیاب از اینجانب ابراز رضایت فرموده بودند. امیدوارم خداوند نیز از ما راضی باشد و این خدمت ناچیز، مورد قبول حضرت احدیّت قرار گرفته باشد.

 

خصوصیات و ویژگی‌های ایشان را بیان بفرمایید.

ایشان بحق از بزرگان هستند كه بی‌نیاز از توصیف هستند.

وصف ترا اگر كنند ور نكنند اهل فضل                 حاجت مشـاطّه نیسـت روی دلارام را

ولی به هرحال در مورد خصوصیات و ویژگیهای ایشان بجاست كه از بزرگان روحانی و غیرروحانی كه سابقۀ آشنایی طولانی و نزدیك، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب با معظم‌له داشتند سئوال شود تا نگفته‌ها در مورد ایشان گفته شود. اما از آنجا كه سؤال فرموده بودید، از زمانی كه بنده به خدمتشان رسیدم و از نزدیك در كنارشان بودم جز فضائل انسانی و كمالات نفسانی و معنوی چیزی از ایشان ندیدم كه من به بعضی از آنها اشاره می‌كنم:

یكی از این صفات كه به نظرم بر همۀ فضایل ایشان برتری و رجحان داشت اخلاص ایشان بود، در همۀ كارها قصدشان خدایی بود. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند «الاخلاص ملاك العباده» ایشان هم این گونه بودند و از كارهایی كه جنبۀ تظاهر و ریا داشت بشدت متنفر و منزجر بودند.

 

با دیدن اعمالی كه جنبۀ ریا و خودنمایی داشت و یا كسانی كه اهل تظاهر بودند ناراحت می‌شدند. انسان می‌توانست در این گونه موارد آثار ناراحتی را در چهرۀ ایشان مشاهده كند. خانۀ دل را از غیر خدا پرداخته بودند و مس وجود را با ریاضت به طلا تبدیل كرده و به كیمیای عشق دست یافته بودند. خلاصه اینكه بسیار مخلص بودند. خلوص نیّت داشتند و به نظر من یكی از رموز موفقیت ایشان همین بود. شاهد این مطلب شرح دعای مكارم‌الاخلاق حضرت سیدالسّاجدین امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) بود كه ایشان حدود 60 جلسه یك ساعته آنرا بیان داشتند كه بنده مقداری از آنها را پیاده و ویرایش كردم كه آن درسهاي اخلاق با مقدمه بسیار زیبا و خواندنی فرزند گرامی ایشان حضرت حجة ‌الاسلام والمسلمین جناب آقای سیّد محمّد خاتمی به نام آیینۀ مكارم به چاپ رسیده است.

 

می‌دانید كه این شرح دعای مكارم‌الاخلاق چندین بار از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. و من كه در دفتر بودم شاهد ارسال نامه‌های تشكرآمیز از دور و نزدیك بودم و همچنین تأییداتی كه از ناحیۀ بزرگان می‌شد. و این نبود جز خلوص نیّت ایشان، مطالب را خیلی خودمانی بیان می‌كردند و از آنجا كه خود مهذَّب بودند در شنونده هم تأثیر می‌گذاشتند.

یكی دیگر از خصوصیات ایشان داشتن سعۀ صدر بود. سعۀ صدر و قدرت تحمّل افكار و عقاید دیگران داشتن، یكی از اخلاقهای بسیار نیكوست. در قرآن كریم آمده است كه حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه‌السلام) از خداوند می‌خواهد كه به او این صفت را عنایت فرماید «رب اشرح لی صدری و یسرلی امری» ایشان این صفت را داشتند در آن شرایط حسّاس انقلاب كه افراد و گروههایی با عقاید خاص وجود داشتند، ایشان با همه رئوف و مهربان بودند. به همۀ نیروهای مسلمانی كه به انقلاب و امام ایمان داشتند و دارای سلائق مختلف بودند علاقه داشتند. این طور نبود كه گروهی را تأیید و گروهی را رد كنند. گرچه هر شخص نسبت به مسائل دید خاص دارد و طبعاً ایشان هم در هر زمینه‌ای نظر داشتند اما این گونه نبود كه بگویند فلانی نظرش با من مخالف است این نیاید، نه، این‌گونه نبود. نسبت به همه حالت پدری داشتند و به گونه‌ای بودند كه وقتی اختلافی در مدیریت‌ها یا مسائل دیگر پیش می‌آمد، همگان برای نظر ایشان اهمیّت قائل بودند و حرف ایشان در این‌گونه موارد فصل‌الخطاب بود.

صحبت ما در روشن‌بینی حضرت آیت‌الله خاتمی بود ایشان نیز همچون امام فكر می‌كردند و در مسائل سیاسی، مذهبی، اجتماعی دیدی باز و روشن داشتند. مثلاً ایشان در سال 64 كه به حج مشرف شدند، مصاحبه‌ای با خبرنامه بعثه انجام دادند و نظراتی دربارۀ حج بیان داشتند كه روشن‌بینی و واقع‌نگری ایشان را می‌رساند و بسیار جالب و خواندنی است. می‌فرمایند: «اگر كسی وارد نباشد ممكن است تعجب كند خوب احرام بستن، دور خانه‌ای كه از سنگ ساخته شده است گشتن یا مثلاً سعی بین صفا و مروه كردن یا سنگ زدن به سنگهای دیگری مثل رمی جمرات اگر به صورت ظاهرش ببینیم هیچ استفاده‌ای از حج نمی‌توانیم بكنیم ولی باید توجه داشت كه اینها رمز و كلیدی است برای اینكه به وسیلۀ آن انسان به خدا توجه بكند و خالص بشود برای خدا» یا جایی دیگر دربارۀ تظاهرات برائت می‌گوید: «برائت از مشركین یعنی مرگ بر آمریكا و همان چیزی است كه وقتی كه سورۀ برائت نازل شد، پیغمبر اكرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمود كه بیاید در ایام حج، در مِنی و عرفات و در خانۀ كعبهِ، نسبت به مشركین اظهار برائت كند. این عیناً همان كاری است كه ما می‌كنیم اسلام باید از مشركین و ظالمین تبرّی بجوید.

این فكر با آن فكری كه می‌گوید تظاهرات، برائت نیست خیلی فرق دارد یا جایی دیگر در همین مصاحبه در مورد تظاهرات برائت می‌گویند «همان‌گونه كه تولاّی اولیای خدا بر مسلمانان لازم است تبرّی از دشمنان خدا و دشمنان دین و مسلمین هم واجب است. این كاری كه ما می‌كنیم در واقع كار واجبی است» این تفكّر درست همان نظرات مبارك بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (اعلی الله مقامه الشریف) و مقام معظّم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است نكاتی است كه در پیامهایی كه به مناسبت برگزاری مراسم حج صادر فرموده‌اند، بیان داشته‌اند البته با بیان و تعبیری دیگر. به هرحال ما اگر امام را مانند خورشیدی فرض كنیم حضرت آیت‌الله خاتمی یكی از شعاعهای درخشان این مهر فروزان بودند.

 

از ویژگیهای دیگر ایشان روشن‌بینی و فهم درست مسائل مذهبی بود كه ایشان به داشتن این صفت در بین بزرگان روحانی همواره مشهور بوده‌اند. اگر نظرتان باشد امام امت (ره) هم در آن پیام بلند و مهمّی كه در رحلت ایشان صادر فرمودند به این نكته اشاره فرمودند كه «او یك عمر با تحجّر و واپسگرایی جنگید و یكی ا ز طرفداران بی‌بدیل اسلام ناب محمّدی (ص) در عصر فریب و خودپرستی بود». مثلاً ایشان آن گونه كه شنیده‌ام حتی در زمان طاغوت سعی می‌كردند با مطالعۀ روزنامه‌ها و گوش دادن به اخبار و برنامه‌های مفید رادیو از اوضاع جهان و مسلمین باخبر باشند و در مناسبتهای مختلف مذهبی كه برای مردم صحبت داشتند مطالب را برای مردم بشكافند و آنها را به وظائف اسلامی خود آشنا كنند. شاید در آن موقع عده‌ای حتی این گونه استفاده از رادیو یا مطبوعات را هم جایز نمی‌دانستند. برخورد ایشان با نسل جوان كه استعمار برای انحراف آنها سرمایه‌گذاری كرده بود یك برخورد دفعی نبود بلكه سعی می‌كردند آنها را با جاذبه‌های اسلامی متشكل كنند، آنها را به مقررات شرعی پای‌بند كنند و نهایتاً همین تشكلّی كه با انگیزه‌های اسلامی به وجود آمده بود هسته‌های مقاومت بر علیه شاه را در شهر اردكان تشكیل دادند. در حالی كه ممكن بود برخوردها به گونه‌ای باشد كه اصلاً جوانها از این گونه مسائل زده شوند و همین مقدمه‌ای باشد كه كم‌كم از دین و مذهب فاصله بگیرند. خلاصه ایشان یكی از مصادیق بارز «ادع الی سبیل ربك باﻟﺤﻜمة و المعظة الحسنه و جادلهم باللتی هی احسن» بودند و یا در برداشتهای مذهبی، ایشان نظرات بسیار روشن داشتند. حتی مسائلی كه بعد از تشكیل حكومت اسلامی مطرح می‌شد و نظرات مختلف روی آن داده می‌شد وقتی از ایشان سؤال می‌شد انسان می‌دید كه واقعاً دید روشنی دارند.

یكی دیگر از صفات ایشان تواضع و مردمی بودن ایشان بود. ایشان با اینكه نمایندۀ امام بودند و از لحاظ علمی و تقوا در مرتبۀ بسیار بالایی قرار داشتند، ولی نسبت به همه كس تواضع داشتند. حدیثی در ﻣﺣﺠة البیضاء فیض كاشانی از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است كه آن حضرت فرموده «التواضع اصل كل شرف نفیس و مرﺗﺒ رفیعه»: فروتنی و تواضع مایۀ اصلی هر شرف محبوب و مقام بلند است و ایشان این صفت را داشتند و اصلاً تواضع یكی از نشانه‌های بزرگان است.

 

خصوصیت دیگر ایشان این بود كه خیلی زود با افراد انس می‌گرفتند. اگر یك نفر انسان معمولی خدمتشان می‌رسید و كاری داشت چنان به حرف او گوش می‌دادند و با او صحبت می‌كردند كه اگر او را نمی‌شناختی خیال می‌كردی كه سالهای سال با معظّم له آشنایی داشته است. حدیثی به نظرم آمد كه حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمودند «خیاركم احسنكم اخلاقاً الذین یألفون و یؤلفون» بهترین شما كسانی هستند كه اخلاقشان نیكوتر است با مردم طرح الفت می‌ریزند و مردم نیز با آنان پیوند انس و دوستی برقرار می‌كنند.

 

فعالیت آیت‌الله خاتمی در رابطه با نهادها و ادارات دولتی چگونه بود؟

حضرت آیت‌الله خاتمی كمتر در ادارات دخالت مستقیم می‌كردند و حتی به دفتر و اعضای دفترشان هم توصیه كرده بودند كه در كار ادارات دخالت نكنند و چیزی كه برخلاف قانون جمهوری اسلامی است توجه و سفارش ننمایند. اما این روش به این معنا نبود كه اگر جایی خلافی مشاهده می‌شد و ایشان متوجه می‌شدند برخورد نكنند. اگر جایی خلافی مشاهده و یا حقّی تضییع می‌شد ایشان از طریق نامه یا تلفن و یا افراد موثق مطلع می‌شدند امر می‌كردند با مسؤول مربوط صحبت و احقاق حق شود. حتی اگر لازم بود مسؤول مربوط دعوت می‌شد و مسائل با حضور حضرت آیت‌الله خاتمی بررسی می‌گردید. این نكته را نیز باید تذكر دهم كه ایشان در ملاقاتهایی كه مسؤولین گاه و بی‌گاه با ایشان داشتند، همواره سفارش مردم و رسیدگی به امور آنها را داشتند و معتقد بودند یكی از اركان مهم نظام و انقلاب همین مردم هستند و باید به آنها توجه و اموراتشان را اصلاح كرد.

دربارۀ برنامه‌هایی كه در هفته داشتند توضیح بفرمایید؟

برنامه‌هایی كه ایشان در هفته داشتند بدین طریق بود: اولاً ملاقاتهایی با مردم عادی و یا مسؤولین برگزار می‌شد و ایشان اگر رهنمود یا توصیه‌ای داشتند می‌فرمودند و مسؤولین عمل می‌كردند و اگر مردم عادی بودند سؤال شرعی داشتند جواب می‌دادند. و اگر مشكلی در رابطه با ادارات بود یا خودشان پیگیری می‌كردند كه حلّ شود یا به دفتر توصیه می‌كردند كه حتی‌المقدور مشكل برطرف شود، مگر اینكه مشكلی بود كه از لحاظ قانونی مقدور نبود و ما نمی‌توانستیم حل كنیم. روز پنجشنبه معمولاً ملاقات نداشتند و برای خطبه‌های روز جمعه و هم‌چنین درس مكارم‌الاخلاق مطالعه می‌كردند. ملاقاتهایی گاه و بیگاه برای عرض گزارش با امام امت (رحمه‌الله علیه) و یا مسؤولین داشتند كه به تهران می‌رفتند یا برای شركت در بعضی گردهمایی‌ها می‌رفتند چون عضو شورای مركزی ائمۀ جمعه بودند. چندی یك بار به قم مسافرت و در جلسۀ مربوطه شركت می‌كردند. در بعضی از گردهماییها كه در یزد تشكیل می‌شد از ایشان دعوت می‌كردند و شركت می‌فرمودند.

ایشان در زندگی خصوصی خودشان مقیّد بودند كه نماز اول وقت اقامه كنند. اهل مطالعه و تحقیق بودند در وعده‌هایی كه اشخاص برای ملاقات داشتند حالا یا مسؤول یا شخص دیگر حدود 10 دقیقه قبل از آمدن كسی كه وقت ملاقات گرفته بود آماده شده و مرتب سراغ می‌گرفتند كه آیا فلانی آمده است یا نه و اگر طرف دیر می‌كرد بسیار ناراحت می‌شدند كه چرا به قول و وعده خود در سر وقت عمل نكرده است.

اگر خاطره‌ای از ایشان دارید بیان فرمایید؟

در این مدت آشنایی كم هر چه دیدم از ایشان خاطره است.

یاد باد آنكه صبوحی زده در مجلس انس                جز من و یـار نبودیم و خـدا بـا ما بـود

ولی متأسفانه آنها را فراموش كرده‌ام. به بعضی از آنها كه در یادم مانده است اشاره می‌كنم:

 

علاقه به حضرت امام (قدّس سرّه)

یكی از خاطره‌ها مربوط به ایشان و امام امت (قدس سره الشریف) است. ایشان بسیار به امام علاقه داشتند. همان‌گونه كه خود در مصاحبه‌ای با مجلۀ پیام انقلاب می‌فرمایند «بنده شیفتۀ امام هستم و ایشان را یكی از نوابغ روزگار و از افتخارات عالم اسلامی می‌دانم.» متقابلاً امام هم به ایشان بسیار علاقه داشتند و روی همین اصل، گاه و بیگاه یادگار ارجمند و فرزند برومند امام امت حضرت ﺣﺠ‌الاسلام والسلمین حاج سیّد احمد خمینی(ره) به همراه یادگار ارزشمند سومین شهید محراب حضرت حجة‌الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ محمدعلی صدوقی كه در آن موقع نمایندۀ مجلس بودند به یزد می‌آمدند و ایشان را زیارت می‌كردند و سلام امام را خدمت ایشان ابلاغ می‌كردند و ایشان هم نسبت به امام اظهار علاقۀ فراوان می‌نمودند. و دیدیم كه در رحلتشان امام چه پیام پرمحتوایی برای ایشان دادند، پیامی كه تمامش بیان صفات و فضائل اخلاقی و انسانی ایشان بود و از قول همسر محترم امام نقل شد وقتی امام خبر رحلت آیت‌الله خاتمی را شنید بعد از استرجاع یعنی گفتن «انا لله و انا الیه راجعون» فرمودند: «من هر وقت به صورت آقای خاتمی نگاه می‌كردم به یاد خدا می‌افتادم» و این حرف كوچكی نیست آن هم از زبان كسی كه خود الهی بود و ملتی را متحوّل كرده بود و به سوی خدا سوق داده بود. یكی از صفات عالم ربّانی هم همین است كه انسان وقتی او را می‌بیند به یاد خدا بیفتد و آیت‌الله خاتمی این گونه بودند و از ایشان كه خود مرید امام بودند این مطلب بعید نیست.

 

علاقه به مقام معظّم رهبری

یكی دیگر از خاطره‌ها مربوط به ایشان و مقام معظّم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است. می‌دانید این دو بزرگوار نسبت به هم بسیار علاقه داشتند. حتی اگر یادتان باشد حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مصاحبه‌ای به مناسبت رحلت ایشان فرمودند من بعض مواقع اصلاً یزد می‌آمدم كه به اردكان بروم و ایشان را ببینم. حضرت آیت‌الله خاتمی هم نسبت به ایشان ابراز علاقه شدید می‌كردند. خلاصه اینكه نسبت به هم بسیار نزدیك و صمیمی بودند. اگر نظرتان باشد رهبر معظّم انقلاب در موقعی كه در سمت ریاست جمهوری بودند سخنرانی بسیار جالب و پرمحتوایی در سازمان ملل ایراد فرمودند كه هم در اخبار سیاسی جهان و هم در داخل، اثرات بسیار مثبتی داشت. حضرت آیت‌الله خاتمی هم بسیار از این سخنرانی مشعوف بودند. یادم نمی‌رود روز جمعه من در منزل بودم كه دیدم یكی از پاسداران به منزل ما آمد كه آقا شما را خواسته‌اند. من با عجله خدمتشان رفتم. ایشان اول خنده‌ای كردند و فرمودند ببینید روز جمعه هم دست از سر شما برنمی‌داریم، من خدمتشان عرض كردم كه بنده در اختیار شما هستم. بعداً فرمودند تلگرافی برای آقای خامنه‌ای بزنید و از سخنرانی جالب ایشان در سازمان ملل تشكر كنید و دیدم روی یك كاغذ بعضی مطالبی كه می‌خواستند در آن تلگراف بیاید نوشته بودند. بنده تلگرافی را نوشتم و آمادۀ مخابره كردم و به حضورشان بردم كه ایشان هم ببیند تلگراف بسیار جالبی هم شده بود عنوان آن تلگراف را چنانكه آن موقع مرسوم بود نوشته بودم محضر مبارك ریاست جمهوری حضرت ﺣﺠ‌الاسلام والمسلمین آقای سید علی خامنه‌ای (دامت بركاته.) ایشان وقتی تلگراف را دیدند فرمودند تلگراف بسیار جالبی است فقط عنوان آن را عوض كنید عرض كردم چه بنویسم فرمودند بنویسید آیت‌الله خامنه‌ای و سپس فرمودند اگر كسانی آیت‌الله باشند ایشان قطعاً یكی از آنها هستند گویا آن موقع هم ایشان آثار بزرگی و رهبری را در سیمای مباركشان می‌دیدند.

 

احتیاط در صرف وجوهات شرعیه

می‌دانید ایشان بسیار در صرف وجوهات شرعیه محتاط بودند و دقت فراوانی در این زمینه داشتند. یكی از برادران حزب‌اللّهی كه اهل اردكان هم هست و در انقلاب هم فداكاری كرده است روی ارادتی كه به آقا داشت بدون اجازۀ ایشان رفته بود عكسی از ایشان را در تیراژ زیادی چاپ كرده بود به امید آنكه بعداً پول آن را از آقا بگیرد. بعد از چندی كه به خدمت ایشان رسید و موضوع را گفت امید داشت كه آقا از وجوهات مثلاً سهم امام خرجی كه كرده‌اند بپردازد. ایشان برآشفته شدند و فرمودند من پول سهم امام بدهم كه عكس مرا چاپ كنید. آن برادر عزیز بسیار شگفت‌زده شد گویا اصلاً انتظار این گونه برخورد را نداشت و امید داشت كه آقا بلافاصله مبلغی را كه خرج كرده است به او بدهند. بعداً دیگر مسئله را تعقیب نكردم كه چه شد، گرچه اگر در این گونه موارد هدف تبلیغ اسلام باشد گویا اشكال نداشته باشد ولی ایشان احتیاط داشتند.

 

عدم علاقه به خوش‌آمدگویی

یكی دیگر از خاطراتم این است كه یكی از نزدیكان روحانی با فضیلت و سخنوری از دنیا رفته بود و حضرت آیت‌الله خاتمی در محل ختم شركت كرده بودند و تسلیت گفته بودند. ایشان روی ارادتی كه به آقا داشت و من‌باب «لم یشكر المخلوق لم یشكر الخالق» تلگراف تشكر داده بود و در روزنامه هم چاپ گردیده بود. روزی به خدمت آقا رسید آقا هم اتفاقاً آن تلگراف را در روزنامه دیدند به ایشان گفتند ضرورت نداشت كه این پولها را خرج كنید و در روزنامه تشكر كنید. البته ایشان گفت وظیفۀ ما تشكر بوده و آقا تشكر ایشان را پذیرفتند ولی فرمودند كه لازم به این تشریفات نبود خلاصه اینكه از این گونه مسائل گریزان بودند.

 

تلاش در جهت تأمین آب استان یزد

خاطرۀ دیگر مربوط به تأمين آب یزد است. می‌دانید كه آب یزد از زمان حیات شهید بزرگوار حضرت آیت‌الله صدوقی (قدّس سرّه) سخت مورد عنایت ایشان بود و آن مرد بزرگ هم اقداماتی در این زمینه انجام دادند. حضرت آیت‌الله خاتمی هم نسبت به این موضوع حساسیّت خاصّی داشتند. در آن موقع طرح انتقال آب به یزد از سرشاخه‌های كارون مطرح بود كه از لحاظ فنّی پروژه‌ای بسیار بزرگ و در عین حال مشكل و پرهزینه بود. مسؤولین به دلیل اینكه این پروژه بسیار عظیم و پرهزینه بود خیلی توجه نمی‌كردند و می‌رفت كه كم‌كم انتقال آب به یزد به بوتۀ فراموشی سپرده شود. مرتب هم به آقا گزارشاتی می‌رسید كه خیلی امیدواركننده نبود. بالاخره قرار شد سمیناری در روز سیزدهم و چهاردهم مهرماه 62 در مركز تربیت معلم یزد برگزار شود. وزیر نیرو هم كه در آن موقع جناب دكتر غفوری فرد بودند دعوت شدند. دیگران هم از تهران آمده بودند. جناب آقای دكتر غفوری فرد در آن جلسه سخنرانی كردند و این طرح را طرح بسیار پرهزینه آن هم در شرایط جنگی داشتند و اینكه از لحاظ اقتصادی هم به صرفه نیست به هرحال سخنان خیلی امیدواركننده نبود. حضرت آیت‌الله خاتمی در آن سمینار صحبت فرمودند. همه منتظر بودند كه ایشان چه می‌گویند و با توجه به اینكه همواره سعیشان بر این بود كه مسؤولین را تأیید كنند چگونه موضع می‌گیرند. ولی صحبت ایشان بسیار جالب و منطقی بود، ایشان خطاب به حاضران و مشخصاً مسؤولین مربوطه قریب به این مضمون گفتند: مسئلۀ آب برای یزد مسئله حیات و مرگ است اگر می‌خواهید یزد نباشد مسئله‌ای نیست این مسئله را پیگیری نكنید زیرا با نبود آب، مردم كم‌كم مجبور به مهاجرت می‌شوند و به تدریج یزد خالی از سكنه می‌شود ولی اگر می‌خواهید نقطه‌ای در ایران به نام یزد باشد پس بایست به فكر آوردن آب برای یزد باشید. من نمی‌گویم از كجا بیاورید این را باید كارشناسان و متخصصین نظر بدهند. ما در این مورد نظر نمی‌دهیم. ولی اصل مسئله كه آوردن آب است یك چیز حتمی است كه باید انجام شود. حالا بنشینید و فكر كنید كه از كجا آورده شود و مَثَل زدند كه اگر شخصی در حال موت باشد و به یك لیوان آب احتیاج داشته باشد اینجا نمی‌شود گفت تهیه آب صرف اقتصادی دارد یا نه، جان یك انسان مطرح است باید آب را برای او تهیه كرد. مسئلۀ آب برای یزد هم همین‌گونه است. این گفتار جالب و منطقی در شخص وزیر و مقامات همراه ایشان بسیار تأثیر گذاشت، به طوری كه می‌توانم بگویم بعد از آن سخنرانی، نظرها نسبت به این موضوع بسیار مساعد شد و با مسئله به شایستگی و به طور جدّی برخورد كردند. این سخنرانی بارها از صدا و سیمای یزد پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت این سخنرانی مسؤولین را متوجه اهمیّت موضوع، آن گونه كه بود كرد. انتقال آب یزد به عنوان یك مسئلۀ مهم و حیاتی در دستور كار مسؤولین و جزو برنامه‌های وزارت نیرو قرار گرفت تا اینكه با پیگیریها و تعهداتی كه در این زمان توسط حضرت ﺣﺠ‌الاسلام والمسلمین صدوقی نماینده محترم و استاندار فقید و محبوبمان جناب آقای مهندس حمیدیا كه بجاست در اینجا یادشان را گرامی بدارم و كمك و مساعدت مردم خوب استان یزد، انتقال آب به یزد از زاینده‌رود مطرح شد و بحمدالله اقدامات خوبی هم در این زمینه انجام شده است و دریچۀ امیدی بر روی مردم سخت‌كوش یزد باز شده است. اما به هر حال آن صحبت تاریخی و ارزندۀ ایشان در آن موقع كه توجه جدّی به این مسئله نمی‌شد باعث شد تا مسؤولین این مسئله را جدّی بگیرند.

بعد از انقلاب هم كه می‌دانید موقعیت ایشان و مشغولیتشان مانع از آن بود كه مثلاً شروع به تألیف كتابی كنند، ولی ایشان معمولاً برای سخنرانی یا مستقلاً، یادداشتهایی برمی‌داشتند كه اگر اینها از اول جمع‌آوری و تنظیم شود قطعاً ارزشمند خواهد بود.

چنانچه گفتم درسهای مکارم الاخلاق ایشان با عنوان آینه مکارم چاپ شده است که با استقبال علما و عموم مردم مواجه شد. همچنین سخنرانیهای ایشان و خطبه های نمازجمعه ایشان مخصوصا بعضی بخشها که به طور سلسله وار در موضوعات خاص بیان میفرمودند بسیار جالب و آموزنده و نوارهای آن موجود است. البته از آثار روحانی و هم جسمانی ایشان فرزندان بزرگوارشان هستند که هرکدام از آنها مایه افتخار و در سنگری مشغول خدمت میباشند. مخصوصا فرزند ارشد و یارگار ارزنده ایشان حضرت حجة الاسلام و المسلمین جناب حاج سید محمد خاتمی که از چهره های انقلابی و سیاسی و فرهنگی ارزشمند نظام جمهوری اسلامی به حساب می آیند و حضرت امام (رحمة الله علیه ) از ایشان به عنوان فرزند فاضل و متعهدمان یاد فرمودند. از خدای بزرگ توفیقات روزافزون ایشان را مسئلت داریم.

 

جناب آقای اخوان از اینكه محبت فرمودید و در این مصاحبه شركت كردید صمیمانه تشكر می‌كنم و برای شما آرزوی توفیق روزافزون دارم.

 
 
۱۳۹۱ اول آبان
فضیلت حج و عید غدیر از دیدگاه آیت الله سید روح الله خاتمی (ره)
۱۳۹۱ بيست و پنجم مهر
مراسم بیست و چهارمین سالیاد آیت الله سید روح الله خاتمی
۱۳۹۱ يازدهم فروردين
گزارش تصویری از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی" /2
۱۳۹۱ يازدهم فروردين
بازديد سيد محمد خاتمي از نمايشگاه پنجره اي به خانه خورشيد
۱۳۹۱ ششم فروردين
گزارشی از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی"
۱۳۹۱ ششم فروردين
گزارش تصویری از نمایشگاه نوروزی "عکس و سند آیت الله سید روح الله خاتمی"
۱۳۹۰ بيست و چهارم اسفند
نوروز91 در خانه فرهنگ خاتمی
۱۳۹۰ ششم آبان
گزارش بیست و سومین سالیاد آیت الله خاتمی(ره ) و حواشی مراسم
۱۳۹۰ ششم آبان
الگوگیری از اخلاق و منش آیت الله خاتمی نیاز جامعه امروز است
۱۳۹۰ پنجم آبان
عالمي که دوست داشت بشنود و بينديشد
 
© خانه فرهنگ خاتمی - 1387 - UNIK